پیرمرد فرفره فروش

خرید بک لینک
✔✍تو خوابیده ای بیدار نمی شوی خواب هایت به اندازه زردکوه قد کشیده اند و لبخندی ملیح و زیبا انگار غرورت سر بر ابرها ساییده درست مثل برکه ای آرام در چهره ات هزاران پری لخت تنشان را بی ترس و لرز آب پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

✔✍ با طلوع خورشید از دستهای طلایی خدا پرنده ای سفید پر کشید و با بال زدن های مدام اش انقدر در آسمان ابی روی خط نور پرواز کرد تا گرما بخش تمام کوچه های سرد و یخ زده شود و کنارهر پنجره برا پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

برف ها را آب خواهند شد بر سورتمه هایی که قندیل بسته اند الهه ای با گردنبندی براق به خورشید اشاره میکند پیامبری سیگارش را در گلدانها خاموش میکند دستی سرد و کرخت باتقلا در پستوی یخزده گلویم کب پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

✔✍
ما هم مانده ایم این میان
مثل طرح پلنگی روی پتو که هر شب زیر آن خواب ماه برایش میبینیم سالهاست نسلش رو به انقراض رفته
و در خوابهای ما بدنبال صخره ای در نجیب ترین کوه است که پای هیچ شکارچی به خانه اش باز نشده باشد


اهورایی ✔✍

پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04


نام مرا صداکنی
چیزی چکه خواهد کرد از پژواک ان در صخره های بزرگ
صدای تو در چشمه ای خواهد جوشید
و همه چیز را اشتی خواهد داد

و کبک ها با جفتهایشان با جوجه هایشان از ان اب مینوشند

رضا اهورایی
...

پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،..... ستارگان سپید اشکسو سو زدند در شب مژگانمدیدم که دستهای تو چون ابریآمد به سوی صورتحیرانمدیدم که بال گرم نفسهایتساییده شده به گردن سرد منگویی نسیم گمشده ای پیچیددر بوته ها پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 90 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

. ✍ غروب خورشید را بر امواج آرام سوار کرده / میبرد به مشرقی دوردست /به میهمانی رقص ماهی ها / در ساعتی سنگین می تازاند/ آنجا که آسمان و دریا آبی ترند/ و من دستمال نارنجی ام را که برای تمام پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

مضرابها خاموشند و همه چیز در سکوت در انتظار انگشتانی که بنوازند و من دست میکشم تیره شب را همچون کوری بر بریل و شب با قبایی سیاه پاشنه چکمه ی سیاهش رو انگشتام میفشارد همانگونه که مرکبدان سیاهی پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

بهار آمد !،،،باز امشب من، دوباره سخت دلتنگم /نمی دانم !چرا امشب تمام لولیان اینجا گرفتار سکوتند و سازها خاموش و من چون تنگ بی ماهی چه بی رنگمهم آوازی اگر یک دم ،! ز دل در ناله ی نی می نواخت هرشب پیرمرد فرفره فروش...

ما را در سایت پیرمرد فرفره فروش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: دوشنبه 6 خرداد 1398 ساعت: 12:04

صفحه بندی